تبليغاتX
بر و بچز باحال سمپاد

گفته بودم زندگی زیباست.

گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست.

آسمان باز؛

آفتاب زر؛

باغ های گل؛

دشت های بی در و پیکر؛

آری، آری زندگی زیباست.

زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست.

گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست.

ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست.

 

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 7:42 PM  توسط devils  | 

" منم آرش.-

چنين اغاز کرد ان مرد با دشمن-

منم آرش سپاهي مردي ازاده

به تنها تير ترکش ازمون تلختان را

اينک اماده.

مجوييدم نسب-

فرزند رنج و کار

گريزان چون شهاب از شب

چو صبح اماده ديدار.

مبارک باد ان جامه که اندر رزم پوشندش

گوارا باد ان باده که اندر فتح نوشندش.

شما را باده و جامه

گوارا و مبارک باد!

دلم را در ميان دست مي گيرم

شعر "خاموشانه" با خط شاعر سیاوش کسرائی

و مي افشارمش در چنگ-

دل اين جام پر از کين پر از خون را

دل اين بي تاب خشم اهنگ...

که تا نوشم به نام فتحتان در بزم

که تا کوبم به جام قلبتان در رزم!

که جام کينه از سنگ است.

به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است.

در اين پيکار

در اين کار

دل خلقي است در مشتم

اميد مردمي خاموش هم پشتم.

کمان کهکشان در دست

کمانداري کمانگيرم.

شهاب تيز رو تيرم.

ستيغ سر بلند کوه ماوايم.

به چشم افتاب تازه رس جايم.

مرا تير است اتش پر.

مرا باد است فرمانبر.

وليکن چاره را امروز زور رو پهلواني نيست.

رهايي با تن پولاد و نيروي جواني نيست.

در اين ميدان

بر اين پيکار هستي سوز سامان ساز

پري از جان ببايد تا فرو ننشيند از پرواز."

 از زنده یاد سیاوش کسرایی

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 11:20 AM  توسط devils  | 

اگر آسمان هم از رنگ خویش خسته شد تو امیدت را از دست نده.
- حداقل پنج نفر در این دنیا تو را دوست دارند. آنقدر که حاضرند به خاطر تو بمیرند.
- حداقل پانزده نفر در این دنیا تو را به دلایلی دوست دارند.
- تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که می خواهد مثل تو باشد.
- یک لبخند تو می تواند برای هر کسی خوشبختی بیاورد حتی اگر او از تو خوشش نیاید.
- هر شب کسی با فکر تو به خواب می رود.
- تو برای یک نفر یک دنیایی.
- بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.
- تو فردی بخصوص و بی همتایی اما به روش خودت.
- کسی که تو حتی از وجودش بی خبری تو را دوست دارد.
- وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده. نگاهی بینداز. بیشتر مانند این است که تو به دنیا پشت کرده ای.
- وقتی فکر می کنی شانسی نداری به آنچه که می خواهی برسی به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.
- همیشه شکایاتی را که به تو می شود به یاد داشته باش و کلمات زشت آنرا فراموش کن.
- همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن با خبر می شوند .
- اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است.
+ نوشته شده در  86/05/15ساعت 6:4 AM  توسط devils  | 

تفكر مثبت:

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اين خود ما هستيم كه از طريق بسياري از اعمالي كه انجام مي دهيم يا انديشه هايي كه مي كنيم و حرف هايي كه بر زبان مي آوريم ، مجازاتها و تنبيهات خود را تعيين و مشخص مي كنيم. يعني اگر تفكرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي كنيم و اگر تفكرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود در ژيرامونمان را جذب مي كنيم.راستي انرژي مثبت چيست؟
انرژي مثبت اساساً همان چيزي است كه در ذهن خود تصوري درست از آن داريم؛ يعني همان نور- خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - اميدواري و...
و به همان اندازه انرژي منفي همان چيزي است كه در ذهن خود تصويري درست از آن نداريم؛ تاريكي و ظلمت ونفرت(كه مهمترين سلاح براي شيطان به شمار مي رود) بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه  .
اين دو انرژي مثبت و منفي در  مخالفت از همديگر فعاليت مي كنند و ضد يكديگر و زماني ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند. هر چيز مثبت ، مثبت خود را جذب مي كند و هر چيز منفي ، منفي خود را . نور در جستجوي نور است و ظلمت شيفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت يا كاملاً منفي بشويم كم كم به سراغ اشخاص مي رويم و جذب مي شويم كه مانند خود ما هستند. اما نبايد فراموش كرد كه ما خود مثبت و يا منفي را انتخاب مي كنيم . صرفاً با تفكر انديشه هاي مثبت و بيان مطالب خوب و مثبت قادر مي شويم انرژي مثبت را به خود جذب كنيم . زيرا انسان با بيان مطالبي ، قادر است ميدان انرژي اطراف بدنش را تحت تأثير قرار دهد . زيرا قدرتي عظيم در افكار و انديشه هاي ما نهفته است و اين خود ما هستيم كه محيط اطرافمان را با افكاري كه در ذهن داريم ، مي آفرينيم .
روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما (منفي) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان كه مانند كشت گياهان است و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.
حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.

+ نوشته شده در  86/05/15ساعت 6:1 AM  توسط devils  | 

متن قديم شب

اي ميان سخن هاي سبز نجومي!

برگ انجير ظلمت

عفت سنگ را مي رساند.

سينه آب در حسرت عكس يك باغ

مي سوزد.

سيب روزانه

در دهان طعم يك وهم دارد.

اي هراس قديم!

در خطاب تو انگشت من از هوش رفتند.

دست هايم نهايت ندارند:

امشب از شاخه هاي اساطيري

ميوه مي چينند.

امشب

هر درختي به اندازه ترس من برگ دارد.

جرات حرف در هرم ديدار حل شد.

اي سر آغاز هاي ملون !

چشم هاي مرا در وزش هاي جادو حمايت كنيد.

من هنوز موهبت هاي مجهول شب را

خواب مي بينم.

من هنوز

تشنه آب هاي مشبك

هستم.

دگمه هاي لباسم

رنگ اوراد اعصار جادوست.

در علف زار پيش جسماني ما بپا بود.

من در اين جشن موسيقي اختران را

از درون سفالينه ها مي شنيدم

و نگاهم پر از كوچ جادوگران بود.

اي قديمي ترين عكس نرگس در آيينه حزن!

جذبه تو مرا همچنان برد.

- تاهواي تكامل؟

- شايد.

***

در تب حرف، آب بصيرت بنوشيم.

***

زير ارث پراكنده شب

شرم پاك روايت روان است:

در زمان هاي پيش از طلوع هجاها

محشري از همه زندگان بود.

از ميان تمام حريفان

فك من از غرور تكلم ترك خورد.

بعد

من كه تا زانو

در خلوص سكوت نباتي فرو رفته بودم

دست و رو در تماشاي اشكال شستم.

بعد، در فصل ديگر،

كفش هاي من از « لفظ » شبنم

تر شد.

بعد، وقتي كه بالاي سنگي نشستم

هجرت سنگ را از جوار كف پاي خود مي شنيدم.

بعد ديدم كه از موسم دست هايم

ذات هر شاخه پرهيز مي كرد.

***

اي شب ارتجالي!

دستمال من از خوشه خام تدبير پر بود.

پشت ديوار يك خواب سنگين

يك پرنده كه از انس ظلمت مي آمد

دستمال مرا برد.

اولين ريگ الهام در زير پايم صدا كرد.

خون من ميزبان رقيق فضا شد.

نبض من در ميان عناصر شنا كرد.

***

اي شب ...

نه، چه مي گويم،

آب شد چشم سرد مخاطب در اشراق گرم دريچه.

سمت انگشت من با صفا شد.

*****

Go to fullsize image                             Go to fullsize image                      Go to fullsize image

+ نوشته شده در  86/05/11ساعت 6:59 AM  توسط devils  | 

"آنچه كه منزلت و شان شما را تعيين مي كند رفتار
و نگرش است نه استعداد و قابليتهاي ذاتيتان."
--
زيگ زاگار

همه ما با مثل ها و حـكايـات زيـادي در مـورد خـوشبـيـني
بـرخـورد كرده ايم، امـا ممكـن است قـدرت حقـيقي ديــدن
جـهـان از طريق عينك خوش بينـي را درك نـكرده بـاشـيـم.
قدرتي كه مي توانـد بر همه چيز بسيار اثـر گـذار بـاشـد از
زندگي روزمره و انتخاب همسر گرفته تا گزينه هاي شغلي
و موفقيتهاي دراز مدت.

 

نواهاي درون ذهن شما

آن نـداي درونـي ذهـن شـمـا كـه زمـزمـه مـي كـنـد، هـر چـيزي امكان پذير است بـجـاي غير ممكن است، يا چه روز خوبي است، بجاي زندگي سخت است همانـند نوري براي گذشتن از پيچ و خم دشواريهاي زندگي ياريتان ميكند.

خوش بيني محض در افراد بصورت نادر يافت شده و چنين اشخاصي اغلب مـورد پـسند ديـگـران نيستند. ما كساني كه دائما در حال خوشحالي و شـادمـاني هسـتـند را مـورد تـمسخر قـرارداده و خـود آشـكارا بـخاطر بـدي هـوا يـا كـمبـود چاي در دفتركار دچار ترديد ميشويم. در حـيرتيم كه آنها چگونه ميتواننـد دنـيا را آنگونه كه هست نبينند؟ -- دنيايي كه مملو از ناملايمات و بي عدالتي است.

خوب، حقيقت اين است كه آنها عقـيـده دارند كه دنيا به همراه مردمانش داراي عيوب و كاستي مي باشند، اما به سـادگي تمركز روي چيزهاي خوب را برمـي گـزينـند. و چنين ديدگاهي فوايد بزرگي را بدنبال خواهد داشت؛ سلامتي بهتـر، انـرژي بيـشتر، خلاقيت، توانايي هاي حل مسئله و يك حس كلي سرور و شادماني.

بنابراين، آيا ميتوانيم يك سوئيچ خوشبيني كوچك را در ذهنمان روشن كرده و بلافاصلـه شاهـد اثـرات و نـتايج مطلوب آن باشيم؟ متاسفانه آنـقدرهـا هـم سـاده نـيـست -- امـا روشهـايي وجود دارند كه بتوان با آنها مثبت بـودن را تـمـرين كـرده تـا بـصورت واكـنـشي طبيعي در بيايد و منفي نگري را تقليل دهد.

تست خـوش بيني انتهاي مقالـه را انـجام داده تا در مـورد هرگـونه تـمايلاتي كه بسمت منـفـي انـديشي داريـد و نـيـز چـگونـگي قدم برداشتن براي بهبود ديدگاهـتان نسبت به مسائل، آگاهي حاصل نماييد.

 

سلامتي شما به آن بستگي دارد

اشـخاص خوش بين در برابر بيماريهاي عفوني و مسري مقاومتر بوده و بهتر مي تواننـد امراض مزمن را از خود دفع كنند. در يك مطالعه علمي محققان 96 مردي كه يك بار دچار حمله قلـبي شـده بودند را مورد بررسي قرار دادند. بعد از طي مدت هشت سال، از هر 16 مرد بـدبيـن، 15 نفرشان جان باختند و از هــر 16 نــفـر مــرد خــوش بـيـن فـقـط پــنج نفرشان از دنيا رفتند.

امـروزه بـطرز گـسترده اي عقيده بر اين است كه خوش بيني قابليـت سيـستم دفـاعـي بدن را براي مبارزه با بيماري ها افزايش مي دهد. اين ممكن است به آن دليل باشد كه افراد خوشبين داراي پايين ترين سطح استرس در يك اجتماع مي بـاشند. و هــمگي ما ميدانيم كه استرس كمتر به معناي داشتن بدني سالمتر است.

پيش به سوي مسائلي كه ممكن است بخواهيد آنها را تغيير دهيد...

خود شكوفايي كامبخش

بـراي بـسياري از افـراد، عـقايـد تـعييـن كنـنده اعـمال و طـرز بـرخوردها نسبت به زندگي ميباشد. از آنجايي كـه رفتارها و نگرش ها چنين نـقش عمده اي در چگونگي احسـاس شما ايفا مي كنند، بايد عقايد را بازنگري نموده و بـرآورد كنيد كه كدام يـك بـه نفـعتـان و كدام يـك به ضررتان است. ميزان خوش بـيني شـما نوع نگرشتان را نسبت به زندگي و دنياي پيرامون منعكس مي كند. اگر احساس مي نماييد نيـاز داريد انـدكي خـوشبين تر باشد، نكات زير را دنبال كنيد.

شرايط دوپهلو را درك كنيد
هيچگاه با موقيتعهاي دوپهلو جوري برخورد نكنـيد كـه گويـي دوپهلو نيستند. هميشه با مـسائل آن گـونه كه هستند رفتار نماييد. براي مثال وقـتي روي جنسي سرمايه گـذاري مي كنيد، به خود بقبولانـيد كـه ممكن است آن جنس ارزان شده و شما مقداري از پول خود را از دست بدهيد.

با اين حال فرد خوش بين اين نكته را ميداند و ريسك ميكند و بـه از دسـت دادن مقداري پول اهميت نمي دهد. به علاوه هنگام روبرو شدن با اين موقيتهاي دوپهلو، تفـسيرهاي منفي ممكن است منتهي به افسردگي و كسالت گردند.

متنوع فكر كنيد
افراد خوش بين بر خلاف افراد بدبين از تفكري ملون برخورداند. در برابر موقيعت ها و ايده هاي جديد روشنفـكرتر بـاشيد. از مـسر بـودن در مـورد ديـدگاه هـاي خـود بـاز ايستاده و شروع به لذت بردن از افكار و نظرات ديگران نماييد.

همه چيز را قطعي ندانيد
اشخاص خوش بين بندرت مسائل را قطعي و بدون اشكال ميدانند؛ آنها هميشـه انتقاد پذير بوده و نظرات خوب ديگران را مد نظر قرار داده و بدنبال اصلاح خود هستند.

مسائل را تغييرپذير تصور كنيد 
افـراد خوش بين مي دانند كه تغيير و دگرگوني يك چيز خوب و ضـروري اسـت. آنـهـا طـرز برخوردهاي تطبيق پذير و قابل تغييري از مسائل را در خود بوجود مي آورند.

تفكري بخصوص داشته باشيد
اشخاص خوش بين تمايل دارند بجاي اين كه در برابر مسائل كلي از طريق راه حل هاي عمومي واكـنش نـشان دهند، با مسائل خاص بـراي رسيـدن بـه يـك راه حـل عـمـومـي دست بگريبان شوند.

 

افكار خود را تغيير دهيد

در مورد رويدادهاي ناگوار مداوم فكر نكنيد. اگر رئيستان شما را از كار بركنار كرد و يـــا در يـك امتـحــان مهم قبول نشديد، توصيه ما اين است كه با انجام كاري لذت بخـش افـكـار خود را از مشكلاتتان دور كنيد چون تفكر به مسائل در چـهـارچـوب مـنـفي ذهن منتهي به يافتن راه حل هاي كمتر خواهد شد.

با كـمك كردن بـه احـوال خـود و كـسب اعتماد به نفس، افـرادي كـه داراي تمايلات بدبينانه هستند مي تـوانند خود را آزاد سـاختـه و خـلاقانه تـر فكر كنند. براي اغلب مردم بدست آوردن چنين روحيه اي فقط چند هفته طول ميكشد، اما بمحض يادگيري تــكنـيـك خوش بيني، ديگر برگشت به بدبيني بعيد خواهد بود.

براي اينكه متوجه شويد واقعا فرد خوش بيني هستيد يا خير به تـست خـوش بـيني بـه  سايتqueendom.com  مراجعه نماييد.

+ نوشته شده در  86/05/07ساعت 7:2 AM  توسط devils  | 

 

از قدیم گفته اند اگر اولی کاری که باید هر روز صبح انجام بدهی این باشد که قورباغه زنده ای را قورت بدهی در بقیه روز خیالت راحت خواهد بود که سخت ترین و بدترین اتفاقی را که ممکن است در تمام روز برایت پیش بیاید پشت سر گذاشته ای.
قورباغه شما در واقع بزرگ ترین و مهم ترین کاری است که باید انجام بدهید. همان کاری که اگر الان فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد همین برای انجام آن تنبلی خواهید کرد. ضمناً کار مورد نظر همان کاری است که انجام آ ن حاضر می تواند بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی شما بگذرنید.قدیمی ها همچنین گفته اند: اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوری اول یکی را که بزرگ، سخت تر و مهم تر است انجام بدهید. خود را موظف کنید که بلافاصله دست به کار شوید و آنقدر مداومت به خرج دهید تا کار را به اتمام برسانید پیش از آنکه دست به انجام کار دیگری بزنید.به این کار مثل یک امتحان فکر کنید و با آن مثل یک مبارزه فردی روبرو شوید در برابر این وسوسه که اول کارهای آسان تر را انجام دهید مقاومت کنید.مدام به خودتان یادآوری کنید که مهم ترین تصمیمی که هر روز می گیرید این است که اول چه کاری را انجام بدهید و بعد از آن به چه کاری مشغول بشوید البته اگر کار اول را به انجام برسانید.


حرف آخر این است: اگر باید قورباغه زنده ای را بخوری هیچ فایده ای ندارد که مدت زیادی بنشینی و به آن نگاه کنی

اول مهمترین کار

کلید رسیدن به سطوح عالی کارایی و بهره وری این است که این عادت را برای همیشه درخود ایجاد کنید که هر روز صبح ابتدا به سر وقت مهم ترین کار خود بروید. باید در زندگی این عادت را در خود ایجاد کنید که هر روز قبل از انجام هر کاری اول قورباغه خود را قورت بدهید بدون آنکه وقت زیادی را صرف فکر کردن درباره این کار بکنید.با مطالعه و بررسی هر چه بیشتر در مورد مردان و زنانی که درآمد بیشتری داشته و سریع تر پیشترفت کرده اند ویژگی عمل گرایی به عنوان بارزترین و پایدارترین رفتاری که در آنها در هر کاری از خود نشان می دهند خود نمایی می کند. افراد موفق و موثر کسانی هستند که مستقیماً به سراغ کارهای اصلی خود می روند و خود را موظف می کنند تا به طور مداوم و بدون آنکه ذهنشان منحرف شود به انجام آن کارها ادامه دهند تا آنها را به اتمام برسانند.در دنیای ما، و به خصوص در دنیای شغلی ما ، افراد برای رسیدن به نتایج معین و قابل اندازه گیری دستمزد می گیرند و ارتقاء مقام پیدا می کنند شما برای انجام خدمات ارزشمند و به ویژه خدماتی که از شما خواسته می شود پول می گیرند.

کسب عادات مفید

شکست در عمل یکی از مهم ترین مشکلاتی است که امروزه در سازمان ها به چشم می خورد. بسیاری از مردم مشغله را با موفقیت اشتباه می گیرند این قبیل افراد مدام حرف می زنند، مرتب جلسه تشکیل می دهند و برنامه های فوق العاده را طرح ریزی می کنند اما در نهایت کار مفیدی انجام نمی دهند و به نتایج مطلوب دست پیدا نمی کنند.حداقل 95 درصد از موفقیت شما در زندگی و کار بستگی به عادت های مختلفی دارد که به مرور زمان کسب می کنید ، عادت تعیین اولویت ها غلبه بر تنبلی و مداومت در انجام مهم ترین وظایف یک مهارت ذهنی و جسمی است. پس می توانید این عادت را از طریق تمرین و تکرار پی در پی یاد بگیرید و آنقدر به آن ادامه دهید تا در ذهن ناخود آگاه شما نقش ببندد و به جزء جدا نشدنی رفتار شما تبدیل شود. زمانی که این رفتار تبدیل به عادت شود انجام آن به آسانی و به طور خودکار صورت می گیرد.شما از نظر ذهنی و عاطفی طوری طرح ریزی شده اید که موفقیت در انجام کارها به شما احساس خوب و مثبتی می دهد، شما را خوشحال می کند و در شما احساس پیروزی ایجاد می کند.

تمام کردن کارها

هر وقت از عهده کاری چه کوچک و چه بزرگ بر می آیید موجی از انرژی، شور و شوق و اعتماد به نفس را در خود احساس می کنید هر چقدر این کار مهم تر باشد در وجود خود و دنیای پیرامونتان شادی، اعتماد به نفس و قدرت بیشتری احساس می کنید.
یکی از به اصطلاح بزرگ ترین رازهای موفقیت این است که شما واقعاً می توانید در خودتان یک اعتیاد مثبت نسبت به لذتی ایجاد کنید که از اطمینان، اعتماد و قابلیت حاصل از موفقیت ناشی می شود. وقتی این اعتیاد را در خود ایجاد کردید آنوقت بدون آنکه حتی درباره آن فکر کنید زندگی خود را به نحوی سرو سامان خواهید داد که مدام کارها و پروژه های بزرگ تری را آغاز کنید و به انجام برسانید. شما در واقع به نحوی بسیار مثبت به موفقیت و تشریک مساعی معتاد خواهید شد.یکی از راه های رسیدن به یک زندگی عالی، موفقیت شغلی و رضایت کامل از خود این است که عادت شروع کردن کارهای مهم و تمام کردن آنها را در خود ایجاد کنید. وقتی به این مرحله برسید این عادت چنان نیرومند می شود که به پایان رساندن کارهای مهم را آسان تر از رها کردن آنها خواهید یافت.

اراده و تمرین

شاید این لطیفه را شنیده باشید که مردی در یکی از خیابان های نیویورک از موسیقیدانی می پرسد که چطور می تواند به تالار کارنگی برسد و موسیقی دان جواب می دهد: با تمرین آقا، با تمرین، تمرین، کلید تسلط بر هر مهارتی است. خوشبختانه ذهن شما مثل یک ماهیچه عمل می کند. هر چقدر بیشتر آن را به کار بگیرید قوی تر می شود و قابلیت بیشتری پیدا می کند با تمرین می توانید هر رفتار یا مهارتی را که دوست دارید یا ضروری می دانید در خودتان بپرورانید.برای ایجاد عادت و تمرکز بر روی مهم ترین کارها به سه ویژگی اساسی نیاز دارید که هر سه را می توان یاد گرفت. این سه ویژگی ،تصمیم گیری، انضباط و اراده هستند.اول باید تصمیم بگیرید که عادت به انجان رساندن کارها را در خود بپرورانید . دوم باید خودتان را منضبط کنید تا اصول لازم برای ایجاد این عادت را آنقدر تمرین کنید تا بر آنها تسلط پیدا کنید. و در آخر باید هر کاری را که بر اساس این اصول انجام می دهید با استفاده از نیروی اراده تقویت کنید تا اینکه این عادت ثبات پیدا کند و به جزء جدا نشدنی شخصیت شما بدل شود.

ذهنیت مثبت

برای اینکه به روند پیشترفت خود را به سوی شخصیت مثمرثمر ،موثر و کارآمدی که می خواهید باشید سرعت بدهید یک روش ویژه وجود دارد باید مدام به فواید و مزایای اهل عمل بودن، سریع کار کردن و تمرکز داشتن فکر کنید. خود را همان فردی تصویر کنید که کارهای مهم را به سرعت، به خوبی و بطور مداوم انجام می دهد.تصویر ذهنی که از خودتان دارید تاثیر شگرفی بر رفتار شما دارد. خود را به صورت فردی که می خواهید در آینده باشید مجسم کنید. تصویر شما از خودتان یا به عبارت دیگر اینکه خود را از درون چگونه می بینید تا حد زیادی نحوه عملکرد شما را در جهان بیرون تعیین می کند جیم کتکارت که یک سخنران حرفه ای است می گوید: شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید.توانایی شما برای یادگیری و پروراندن مهارت، عادت ها و قابلیت های جدید عملاً نامحدود است. وقتی از طریق تمرین و تکرار خودتان را تربیت می کنید تا بر تنبلی غلبه کنید و کارهای مهم خود را به سرعت انجام دهید، در جاده زندگی و کار وارد خط سرعت می شوید و درست مثل این است که پایتان را روی پدال گاز فشار دهید

+ نوشته شده در  86/05/02ساعت 6:56 AM  توسط devils  | 

نانسی عجرم (زاده ۱۶ می‌۱۹۸۳در اشرفیه،بیروت -لبنان) خواننده مشهور موسیقی پاپ لبنان است. اولین آلبومش در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و پس از آلبوم «یا سلام» در سال ۲۰۰۳ و نماآهنگ‌های موفق آن به شهرت رسید.

نانسی عجرم دوبار در سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ از سوی مجله عربی زهرة الخلیج بهترین خواننده عرب سال برگزیده شد و در سال ۲۰۰۵ مجله نیوزویک او را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای جهان عرب انتخاب کرد.

 زندگی

اولین اجرای او در ۱۲ سالگی و در برنامه نجوم المستقبل (ستارگان آینده) در Future TV بود. او همراه با خواننده زن افسانه‌ای عرب ام کلثوم آواز خواند و برنده شد.

در سال ۱۹۹۹ او آلبوم «محتاج لک» (نیازمند تو) را منتشر کرد. پس از آن «شِلّ عیونک عنی» در سال ۲۰۰۱.

در سال ۲۰۰۳ او آلبوم سومش «یا سلام» را منتشر کرد. در این آلبوم آهنگ «اخصمک آه» (آره، با تو دعوی می‌کنم) بسیار موفق بود. مخصوصاً ویدئوکلیپ آن که یادآور فیلمهای قدیمی عربی بود؛ زنی کافه‌دار که برای مشتریان مرد خودش می‌رقصید و آنها را سرگرم می‌کرد.

                                                                                                                                                

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود قسمت اول کلیپ شخبط شخابیط با حجم ۶ مگابایت

 

+ نوشته شده در  86/04/28ساعت 7:32 AM  توسط devils  | 

here are some useful idioms for you dear

Sports

across the board

- applying to all (in horse racing a bet where an equal amount of money is placed on a horse to finish in any top winning position)

The workers received an across the board wage increase and most of them were happy.

arrow in one's quiver

- have a number of resources or strategies that one can follow

His ability with languages was another arrow in his quiver and helped him in his business life.

at this stage of the game

- at some point, at some time during an activity

At this stage of the game I don't think that we should spend more money on the project.

back the wrong horse

- make the wrong choice, support the wrong thing (from horse racing)

The students backed the wrong horse in the election for school president and were very surprised at the winner.

ball is in someone's court

- it is that person's turn to act next (from tennis or a similar game)

We made an offer to buy the business and now the ball is in the owner's court to accept our offer or not.

ballpark estimate/figure

-a guess in a certain area or range

We were given a ballpark estimate as to how much it would cost to buy the business.

bat a thousand

- be successful in everything that you do

The salesman was batting a thousand during his sales trip to Europe.

beat the gun

- do something before the ending signal of a game etc.

We were able to beat the gun and applied before the final deadline to get the free basketball tickets.

behind the eight ball

- at a disadvantage (from the black ball which is numbered eight in the game of pool)

Our friend was behind the eight ball when he discovered that he was last in line to register for his classes.

beyond one's depth

- in water that is too deep, do something that is too difficult

The executives appeared to be beyond their depth when they chose to pick a fight with the unions.

blow the whistle on someone

- reveal information about someone (from sports where the referee blows a whistle when someone does something wrong)

The secretary blew the whistle on her boss for his responsibility in wasting much money in his department.

bounce something (an idea) off someone

- test someone's reaction to an idea

I bounced my idea for the new restaurant off my friend.

 

you can also enjoy these wonderful pictures.

 



 

 

+ نوشته شده در  86/02/20ساعت 5:16 PM  توسط devils  | 

پلاستها از اندامکهای دو غشایی موجود در یاخته‌های گیاهی و نیز عده ای از آغازیان مثل جلبکها هستند. معمولا مدور ، تخم‌مرغی و دیسک مانند هستند و در سنتز و ذخیره مشارکت دارند. این اندامکها نه تنها در تجمع و اندوختن مواد مختلف ذخیره‌ای و رنگیزه‌ها نقش دارند بلکه نوعی از آنها یعنی کلروپلاستها با انجام فتوسنتز و تولید مواد آلی دارای انرژی نهفته‌اند و در بقای مصرف کنندگان نقش اساسی دارند.

پلاستها اندامکهایی شبیه به
کندریوزومها هستند که نقش تولیدی آنها با فراهم آوری ترکیبات مختلفی مانند نشاسته ، رنگیزه‌ها ، پروتئینها و ... روشن شده است. پلاستهای یاخته‌های بالغ بر حسب ماهیت موادی که در خود جمع می‌کنند انواع مختلفی دارند که عبارتند از: کلروپلاستها ، کروموپلاستها و لوکوپلاستها. تقسمیم بندی دیگر به صورت زیر است. کلروپلاستها ، آمیلوپلاستها ، کروموپلاستها ، پروتئوپلاستها ، اولئوپلاستها و استرینوپلاستها.



تصویر

پیش پلاستها

پلاستهای کوچک ، کمرنگ یا بی رنگ هستند که پیش تاز یا پیش رو همه پلاستها هستند که معمولا در مریستم انتهایی ریشه و ساقه وجود دارند. پیش پلاستها بسته به شرایط محیطی و نوع بافتی که در آن قرار دارند به پلاستهای دیگر تبدیل می‌شوند. مثلا پیش پلاستها (پروپلاستها) وقتی در معرض نور قرار می گیرند (در برگها و سایر اندامهای هوایی) به کلروپلاستها تبدیل می‌شوند.

کلروپلاستها

کلروپلاستها مکان تولید غذا در سلول است و معمولا دیسک مانند هستند و به قطر 6 - 4 میکرون می‌باشند. رنگدانه موجود در کلروپلاستها ، کلروفیل و کاروتنوئید است. ولی چون مقدار کلروفیل بیشتر است، به رنگ سبز دیده می‌شود. رنگ کاروتنوئیدها در پاییز در برگها ، پس از آنکه کلروفیل تخریب شد، مشاهده می‌گردد. رنگ کاروتنوئیدها همچنین در برگهای پیر دیده می‌شود. در یک سلول مزوفیل برگ در حدود 50 - 40 کلروپلاست وجود دارد. در هر میلیمتر مربع 500 هزار کلروپلاست دیده می‌شود.

ساختمان کلروپلاستها

پوشش کلروپلاست مضاعف است و متشکل از غشای درونی و غشای بیرونی است و ماده زمینه‌ای کلروپلاست شامل نشاسته و اکثر آنزیمهای لازم برای فتوسنتز و سایر مواد به صورت محلول می‌باشد. استروما (ماده زمینه‌ای کلروپلاست) شامل 50 درصد پروتئینهای کلروپلاست است. در بخشهایی از استروما DNA و RNA و ریبوزومها مشاهده می‌شوند. دانه‌های نشاسته کلروپلاستها از ذخایر موقتی گیاه هستند. زمانی که گیاه فعالانه فتوسنتز می‌کند. نشاسته در کلروپلاستها انباشته می‌شود.

در شب این نشاسته‌ها تجزیه شده و به آمیلوپلاستها انتقال و در آنجا ذخیره می‌شود. سیستم غشایی کلروپلاستها از وزیکولهایی مسطح به نام تیلاکوئیدها تشکیل یافته و مجموعه تیلاکوئیدها تشکیل گرانوم را می‌دهد. هر گرانولوم از 100 تیلاکوئید تشکیل شده که مانند ستونی روی هم قرار گرفته‌اند. گرانوم توسط فرت به هم وصل هستند. بنابراین سیستم غشایی درون کلروپلاستها شامل فرت و گرانومها هستند. کلروپلاستها علاوه بر آنکه محل فتوسنتزند در سنتز اسید آمینه و اسید چرب نیز شرکت می‌کنند.



تصویر

نحوه تشکیل کلروپلاستها از پیش پلاستها

در غشای درونی پروپلاست وزیکولهایی تشکیل می‌شود. به عبارت دیگر غشای درونی به درون استروما جوانه زده و این وزیکولها از غشای درونی جدا می‌شوند. سپس وزیکولها بهم می‌پیوندند و وزیکولهای مسطحی را بوجود می‌آورند. در نهایت وزیکولهای مسطح به هم پیوسته و تشکیل گرانا و فرت را می‌دهند و کلروپلاست بالغ می‌شود. اگر گیاه در غیاب نور باشد، پروپلاست به اتیوپلاست تبدیل می‌شود.

وزیکولهای جدا شده از غشای درونی به هم می‌پیوندند و شبکه نیمه بلوری موسوم به جسم پرولاملار را تشکیل می‌دهند. به چنین پلاستی اتیوپلاست گویند. گیاهی که این نوع پلاست را دارد، اتیوله شده است ولی اگر در معرض نور قرار گیرد اتیوپلاستها به کلروپلاست تبدیل می‌شوند. پروپلاستها به انواع دیگری از پلاستها نیز تبدیل می‌شود. اکثرا کلروپلاستها به کروموپلاستها تبدیل می‌شوند اما عکس این قضیه نیز اتفاق می‌افتد.

کروموپلاستها

پلاستهای زرد و نارنجی و قرمز رنگی هستند که به اشکال مختلف دیده می‌شوند و کلروفیل ندارند. ولی دارای کاروتنوئیدها هستند. کاروتنوئیدها مسئول رنگ زرد و نارنجی و قرمز در گلبرگها ، میوه‌ها و برخی ریشه‌ها است (مثل هویج). در بیشتر موارد کروموپلاستها از کلروپلاستها بوجود می‌آیند. مثلا در میوه‌ها به هنگام تشکیل ساختار درونی کلروپلاست تغییر می‌کند و به کروموپلاست تبدیل می‌شود.

سیستم غشایی به ‌هم می‌خورد و تیلاکوئیدهای کمی باقی می‌ماند. کاروتنوئید فراوانی ذخیره می‌شود که این کاروتنوئیدها ممکن است در گلبولهای چربی انباشته شوند یا به صورت بلور یا بصورت دیگر. به ندرت ممکن است کروموپلاستها از پیش پلاستها بوجود آیند. کروموپلاستها شکل منظمی ندارند. وظیفه کروموپلاستها جلب کردن حشرات و پرندگان و پروانه‌ها و... برای انتشار دانه‌های گرده و.... است.

لوکوپلاستها

پلاستهای بدون رنگدانه هستند که این پلاستها معمولا در اندامهای زیر زمینی که دور از نور هستند، دیده می‌شوند. ولی در بخشهای هوایی هم دیده می‌شوند. در سنتز مشارکت ندارند بلکه وظیفه آنها ذخیره است. لوکوموپلاستها شامل آمیلوپلاستها (که نشاسته ذخیره می‌کنند.) ، پروتئینوپلاستها (که حاوی پروتئین هستند.) و اولئوپلاستها (که حاوی روغن هستند.) می‌باشد.

در لپه‌های دانه گیاه هم آمیلوپلاستها هم پروتئینوپلاستها و هم اولئوپلاستها یافت می‌شوند. در آلبومن دانه گیاه پروتئینوپلاست و اولئوپلاست یافت می‌شود که پروتئین و روغن موجود در این پلاستها به محصولات ساده (اسیدهای آمینه و اسیدهای چرب) تجزیه شده و به هنگام رویش دانه برای نمو گیاهک بکار می‌رود.

کلروپلاست معمولا از میتوکندری بزرگتر است و شباهت زیادی به میتوکندری دارد و جایگاه فرآیند فتوسنتز می‌باشد. کلروپلاستها جز گروهی از اندامکها هستند که این اندامکها پلاستید نام دارند. پلاستیدها در کلیه سلولهای گیاهی یافت می‌شوند و شامل اتیوپلاست ، کلروپلاست ، کروموپلاست ، آمیلوپلاست و الایوپلاست هستند.

وجه مشترک تمام پلاستیدها این است که تمام آنها از اندامک کوچک اولیه‌ای به نام پروپلاستید ایجاد می‌شوند. پروپلاستید که پیش ساز کلیه پلاستیدها است. بسته به بافت گیاه و پیامهای محیطی به انواع گوناگون پلاستها تمایز پیدا می‌کند. کلروپلاست تنها پلاستیدی است که کلروفیل دارد و عمل فتوسنتز را انجام می‌دهد.



تصویر

کلرو پلاست

کلروپلاستها به دلیل رنگ داشتن رنگ سبز از اولین اندامکهایی هستند که در یاخته‌های گیاهی نظر پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. ووشر در سال 1803 رده بندی جلبکهای رشته‌ای آب شیرین را بر بنای شکل ذرات سبز موجود در آنها قرار داد و آنها را به کونفروهای مارپیچی ، ستاره‌ای و لوله‌ای تقسیم کرد. در جلبکها کلروپلاستها ساختمان ساده‌تری دارند و اغلب آنهارا کروماتوفور می‌نامند. در گیاهان پیشرفته و عده‌ای از جلبکهای سرخ و قهوه‌ای کلروپلاستها کروی ، بیضوی و یا اغلب عدسی شکل هستند.

اندازه کلروپلاست

کلروپلاستها اندازه بسیار متفاوتی دارند. طول آنها از حدود 2 تا بیش از 30 میکرون می‌رسد. در گیاهان پیشرفته طول کلروپلاستها 3 تا 10 میکرومتر ، عرض آنها 1 تا 3 و ضخامتشان 1 تا 2 میکرومتر است. اندازه کلروپلاست به ویژگیهای وراثتی ، سن یاخته و دیگر ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته وابسته است. یاخته‌های پلی پلوئید کلروپلاستهای درشت‌تری از یاخته‌های دیپلوئید دارند.

رنگ کلروپلاست

کلروپلاستها به دلیل داشتن کلروفیل اغلب سبز رنگ هستند اما در برخی شرایط فیزیولوژیکی یا بر حسب نوع یاخته و میزان نسبی رنگیزه‌های غیر کلروفیلی ممکن است به رنگهای دیگری دیده شوند. در جلبکهای قهوه‌ای و قرمز ، رنگ سبز کلروفیل بوسیله سایر رنگیزه‌ها پوشیده شده است.



تصویر

تعداد و محل کلروپلاست

تعداد کلروپلاست بر حسب نوع یاخته ، گونه گیاهی و سن یاخته تغییر می‌کند. تعداد کلروپلاستها در هر میلیمتر مربع برگ کرچک به حدود 400 هزار می‌رسد و یک درخت ممکن است تا 1012 عدد کلروپلاست داشته باشد. کلروپلاستها در یاخته‌های جلبکها و گیاهان مختلف در بخشهای مختلف یاخته قرار می‌گیرند. بطور معمول در بخشهای کناری یاخته که امکان دریافت نور بیشتر است فراوانی بیشتری دارند.


در ساختمان کلروپلاستها سه بخش اصلی شامل پوشش پلاستی ، ماده زمینه‌ای یا استروما و ساختمانهای غشایی درونی قابل تشخیص است.


 

پوشش پلاستی

غشای خارجی

غشای خارجی کلروپلاست ضخامت متوسط حدود 60 آنگستروم دارد و از نوع غشاهای زیستی واحد است. این غشا صاف است، ریبوزوم ندارد و سد بین سیتوزول و درون پلاست است.

اطاق خارجی

اطاق خارجی یا فضای بین دو غشا وسعت متوسط حدود 100 تا 200 آنگستروم دارد و از مایعی دارای آب ، ترکیبات مختلف آلی ، مقدار کمی نمکهای کانی و یونهای حاصل از آنها پر شده است.

غشای داخلی

این غشا ویژگیهای عمومی شبیه غشای خارجی دارد. ضخامت متوسط آن حدود 60 آنگستروم است. گرچه غشای داخلی می‌تواند چین خوردگیهایی را به درون پلاست داشته باشد. اما نظریه کنونی بر این است که سیستمهای غشایی درونی کلروپلاست اساسا مستقل از غشای داخلی است.

اطاق داخلی

ماده زمینه‌ای یا استروما اطاق داخلی کلروپلاست را پر کرده است. در استروما اجزای قابل رویت با میکروسکوپ الکترونی مانند سیستم غشاهای درونی ، مولکولهای DNA مشابه با پروکاریوتها ، ریبوزومهای از نوع 70s به حالت منفرد یا پلی‌زوم. در استروما اغلب ذرات نشاسته نیز وجود دارد. استروما دارای آنزیمهای مختلف از جمله آنزیمهای واکنشهای مرحله تاریکی فتوسنتز و آنزیمهای لازم برای بیوسنتز پروتئینهاست.



تصویر

سیستم غشایی درون کلروپلاست

در استرومای کلروپلاستها ساختمانهای غشایی زیادی وجود دارند که مقدار آنها و نوع آرایششان به حسب نوع گیاه و ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته‌ها متفاوت است. این ساختمانها تیلاکوئید نام دارند. این غشاها با سازمان یافتگی بسیار ویژه خود جایگاه انجام واکنشهای مرحله نوری فتوسنتز هستند.در روی این غشاها رنگیزه‌های نوری یافت می‌شود.

کلروپلاست جایگاه فتوسنتز

فتوسنتز فرایندی است که در گیاهان سبز برای تولید مواد غذایی بکار می‌رود که با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انجام می‌شود. فتوسنتز شامل دو سری واکنش وابسته به نور و غیر وابسته به نور است. واکنشهای غیر وابسته به نور یا واکنشهای تاریکی در استرومای کلروپلاست صورت می‌گیرد و طی آن انرژی شیمیایی لازم برای انجام واکنشهای مرحله نوری تامین می‌شود. این مرحله در بیشتر گیاهان در شب انجام می‌شود. در واکنشهای مرحله نوری با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انواع مختلف کربوهیدراتها ساخته می‌شود.

ژنوم کلروپلاست

کلروپلاست مانند میتوکندری DNA دارد و در آن همانند سازی ، رونویسی و پروتئین سازی مستقل از هسته صورت می‌گیرد. این فرایندها در بستره کلروپلاست انجام می‌گیرد. به نظر می‌رسد DNA کلروپلاستها مانند DNA میتوکندریها به غشای داخلی کلروپلاست چسبیده‌اند. اندازه ژنوم کلروپلاست در تمام گیاهان مشابه است. DNA کلروپلاستها ملکولهایی حلقوی هستند. ژنوم کلروپلاست 120 ژن دارد و محصولات شناخته شده آنها شامل RNA‌های ریبوزومی ، tRNAها ، برخی زیر واحدهای RNA پلی‌مراز ، برخی از پروتئینهای ریبوزومی و تعدادی از آنزیمهایی است که در فتوسنتز نقش دارند.

کلروپلاست‌زایی

کلروپلاست از تمایز پلاست اولیه و اتیوپلاست بوجود می‌آید. کلروپلاست مثل میتوکندری طی چرخه سلول بزرگ می‌شود و تقسیم دوتایی پیدا می‌کند. صفاتی که توسط DNA کلروپلاست تعیین می‌شوند، مانند وجود رنگدانه‌های عمل کننده در فتوسنتز در 3/2 گیاهای عالی از وراثت سیتوپلاسمی تبعیت می‌کنند و توارث اکثرا دو والدی می‌باشد. به عنوان مثال از آمیزش گیاه نر و ماده‌ای که یکی کلروپلاست سالم و دیگری کلروپلاست معیوب دارد، گیاهانی حاصل می‌شوند که برگهای آنها دارای لکه‌های سبز و سفید هستند، لکه‌های سبز مربوط به کلروپلاست سالم است، در حالی که لکه‌های سفید مربوط به کلروپلاست معیوب هستند.



تصویر

القای پلاست اولیه توسط نور و مراحل تمایز آن به کلروپلاست بالغ

  1. پلاست اولیه در سلولی که به تاریکی عادت دارد فقط غشای خارجی و داخلی دارد.

  2. در اثر مجاورت با نور ، کلروفیل ، فسفو لیپیدها ، بستره کلروپلاست و پروتئینهای تیلاکوئیدی ساخته می‌شوند و وزیکولهای کوچک از غشای داخلی جوانه می‌زنند.

  3. با بزرگ شدن پلاستها ، بعضی از وزیکولهای گرد ادغام می‌شوند و وزیکولهای پهن تیلاکوئیدی را تشکیل می‌دهند.

  4. در مراحل آخر تمایز کلروپلاست ، بعضی از وزیکولهای تیلاکوئیدی روی هم انباشته می‌شوند و گرانا (جمع گرانوم) را بوجود می‌آورند.

تکامل پلاستها از موجودات ابتدایی

از موجودات ابتدایی یا باکتریهای فتوسنتز کننده تکامل ساختارهای پلاستی در سه جهت انجام گرفته است.

  • گسترش سطح نسبت به حجم که بخصوص برای کسب انرژی نورانی مناسب است.

  • گزینش انواع مختلفی از رنگیزه‌های پذیرنده نور ، تشکیل گیرنده‌های نوری بسیار مختلف را امکان پذیر می‌سازد.

  • تخصصی شدن اعمالی که منجر به تغییر ترکیب و ساختمان پلاست شده و موجب تولید انواع مختلف پلاستهای عمل کننده شده است که می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند.
+ نوشته شده در  86/02/17ساعت 10:39 PM  توسط devils  |